سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

297

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

داشت زيرا اكثر محدّثين و فقهاى معروف اطراف او ، حد اقل يك دهه بعد از او زنده ماندند . در زمان رحلت امام باقر ( ع ) ، گروه حقه ، گرچه از نظر عددى محدود بودند ليكن در تمام مراكز حجاز و عراق يافت مىشدند . اين گروه ، عناصر لازم را براى رشد آينده ، به صورت نظامى نيرومند و مردم‌پسند در برداشت . اين گروه ، بنياد نظرى خود را داشت و گرچه هنوز بطور كامل از عقيده جارى مذهب نافذ اصحاب الحديث جدا نشده بود با وجود اين به حد كافى بعنوان آئينى مستقل تشخيص داده مىشد . زراره و مريدانش مكتب خداشناسى مستقل را تدوين كرده بودند و مكتب فقهى آن در حال تكوين بود . سرانجام كميت قادر بود تا ادبيات مستقل مكتب را بوجود آورد و تظاهر و تبليغ همه جانبه را بدست آورد . دربارهء شخص امام محمد باقر ( ع ) و امتيازات فوق العاده و ارزشهاى متعالى او سخن بسيار است ، امتيازاتى كه اكثر آن را از پدرش به ارث مىبرد . بسيار سخى و بخشنده بود و خود را وقف اعمال خالصانه و نيك كرده بود . سرشتى صلح‌آميز داشت و هرگز در انديشه تشكل طغيان براى ابقاى حقوق خود نبود . ( 73 ) در عوض ، كوشيد تا جامعه را تحت تأثير دانش بيكران خود در مسائل دينى قرار دهد و رسالت انسان‌سازى خود را تداوم بخشد و در حقيقت به عنوان عالمترين ، متبحرترين و فاضل‌ترين مردم زمان خود درآمد . بنا به گفتهء يعقوبى ، بخاطر فضل و دانش بىكرانش ملقّب به باقر شد ، « مردى كه علوم را مىشكافد و آشكار مىكند » : يعنى مردى كه عمق علم را درك كرده و مداقه و بررسى مىنمايد . ( 74 ) ولى بنا به گفتهء ابن خلدون اين وجه تسميه ( باقر بمعنى فراوان ، وسيع ، پهناور ) را بخاطر جمع‌آورى دانش بىكران و علوم فراوان ( تبقّر ) دريافت كرد . ( 75 ) بسيارى از فقها ، آوازهء فضل و دانش او را دريافتند و به سوى او جذب شدند و به او ديدار مىكردند و مسائل و مشكلات و معضلات حقوقى و دينى را از او مىپرسيدند . در ميان آنان به شخصيتهايى چون محمد بن منكدر ، ابو حنيفه النعمان ، قتاده بن عامه ، عبد الله بن معمر الليثى و نافع بن ازرق خارجى بر مىخوريم . ( 76 ) سال رحلت امام باقر ( ع ) دقيقا مشخص نيست . قديمترين تاريخ ارائه